![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 6:44 توسط رسول
| ||
|
برای مشاهده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:31 توسط رسول
| ||
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:12 توسط رسول
| ||
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:7 توسط رسول
| ||
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:5 توسط رسول
| ||
|
برای مشاهده روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 15:58 توسط رسول
| ||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 12:26 توسط رسول
| ||
|
بسم الله الرحمن الرحیم فاش میگويم و از گفته خود دلشادم طاير گلشن قدسم چه دهم شرح فراق من ملک بودم و فردوس برين جايم بود سايه طوبی و دلجويی حور و لب حوض نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست کوکب بخت مرا هيچ منجم نشناخت تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق می خورد خون دلم مردمک ديده سزاست پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک هرچه هست اوست وبه سوی او.وما سرگشته گان این محنتکده که دنیایش نامند، چقدر خام وغافلیم که اصل ماجرا را فراموش کرده ایم وبه روز مرگی گرفتار امده ایم . تا فرصت هست باید عاشق شد واز می ناب الهی نوش کرد وبیهوش شد. بیهوش از هوشی خودت واینکه از خود بی خبر شوی وخود وانهی . چون اصل ما از بهشت است همیشه در فکر وخیال ،بهشت می جوییم ومی پوییم . خداوند متعال همه ما را به راههای خودش هدایت فرماید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 20:38 توسط رسول
| ||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قلم را به یاد دوست بچرخان ،که عشق ما همه اوست . موفق باشی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 20:37 توسط رسول
| ||
| ||
| ||